مجتبى ملكى اصفهانى
59
فرهنگ اصطلاحات اصول ( فارسى )
الف - دليل شرعى لفظى : مثل اينكه آبى به واسطه تغيير رنگ ، بو ، يا طعم نجس شود . سپس آن تغيير بر طرف شود و از بين برود و شك كنيم كه آيا با از بين رفتن تغيير ، باز هم اين آب نجس است يا خير ؟ در اينجا بقاى نجاست را استصحاب مىكنيم و دليل ثبوت مستصحب ( نجس بودن ) در زمان سابق ، كلام امام عليه السّلام است كه فرمودند : خداوند آب را پاك آفريد ، چيزى آن را نجس نمىكند ، مگر آبى كه رنگ يا طعم يا بوى آن تغيير كرده باشد . « 1 » ب - اجماع : مثل اينكه اجماع قائم شود بر نجاست آب انگور ، سپس شك كنيم در بقاء نجاست بعد از اينكه شيره شد ، ولى هنوز دو ثلث آن نرفته است . ج - حكم عقل : مانند اينكه عقل حكم مىكند به وجوب ردّ امانت در حالى كه شخص تمكّن و توانايى داشته باشد و فرض كنيم كه بر اساس قاعده ملازمه ، شرع نيز همين حكم را دارد . اكنون اين شخص فقير شده است و ما شك داريم كه آيا اكنون نيز رد امانت واجب است يا خير ؟ در اينجا استصحاب وجوب شرعى كه از حكم عقلى استنباط شده است ، جارى مىشود . - تقسيم استصحاب به اعتبار شك : استصحاب به اعتبار منشأ شك لاحق به هفت قسم تقسيم مىشود :
--> ( 1 ) الوسائل ، ج 1 ، ابواب الماء المطلق ، باب 1 ، حديث 9 .